تبليغاتX
|| دوخط ||

" IF  THE  WAR  IS  LOST,  THEN  IT  IS  NO  CONCERN  TO  ME  IF  THE  PEOPLE  PERISH  IN  IT.  I  STILL  WOULD  NOT  SHED  A  SINGLE  TEAR  FOR  THEM;  BECAUSE  THEY  DID  NOT  DESERVE  ANY  BETTER."             ADOLF  HITLER

تاریخ از سینما و حتی سیگار هم بهتره

     یاد اون سوال امتحانی خیلی مهم افتادم "چرا تاریخ می خوانیم؟" برام عقده شده بود که بنویسم "چون خیلی دوست داریم و خوشمان می آید." دوست داریم بدانیم که نیاکان ما چگونه انسانهایی بوده اند و چگونه زندگی می کرده اند. دوست داریم بدانیم ایرانیان از همان دوران باستان به این نکبت زندگی می کرده اند یا نه٬ اگر آری چرا و اگر نه چه شد که به این ذلت افتادیم. دوست داریم بزرگ مردان و زنان تاریخ را بشناسیم و بفهمیم که چگونه از جان خود گذشتند و حماسه ای آفریدند و اسطوره گشتند. دوستداریم بدانیم آنان که داعیه فرهنگ و تمدن دارند چه بوده اند و چه شد که به اینجا رسیدند. دوست داریم بدانیم دلیل حقیقی اتفاقات تاریخی را٬ جنگها٬ صلحها٬ این همه کشتار و خونریزی را و بشناسیم دیگر اقوام و انگاره هایشان را. دوست داریم بدانیم حقیقتی را که از ما پنهان داشته اند.
دوست داریم بدانیم.

     سایت تاریخ و فرهنگ ایران زمین یک سایت بسیار پر محتوا در زمینه تاریخ ایران است که امیدوارم از مطالبش لذت ببرید.

ناسادیا؛ اوج روشنفکری در قوم آریا

ناسادیا (پست قبلی) سردوده آریاییان در حدود ۵۰۰۰ سال پیش است که از کتاب ریگ ودا استخراج شده که از کهنترین نگاره های آریاییان در سرزمین هند کنونی است. پیش از ناسادیا کمی در باره ریگ ودا :
این کتاب شامل سروده ها و نگاره هایی در ستایش خدایان می باشد که از کهنترین اسناد باستانی آریاییان بشمار می رود.
ناسادیا نمایانگر سطح بالاتر تفکر آریاییان آن دوره در مقایسه با سایر اقوام مثلا یونانیان در ۳۰۰۰ سال پیش که طبق اصل کمال بشر باید روشنفکرتر باشند (که اینچنین نیست) یا تازیان در ۱۵۰۰ سال پیش است.
این سروده رازآلود پرسشهایی که برای انسان آن دوره در برابر هستی و آفریننده پیش آمده را به زیبایی مطرح می کند. نکته ظریف این سروده باور آنان به آفریننده ای یکتا و یگانه است که در آن دوران و حتی چند هزار سال بعد از آن که اقوام گوناگون دچار چندخدایی بودند این انگاره در بین آریاییان وجود داشته است.
نکته های که به فهم شعر کمک می کند:
آب بی پایان ژرف : به گمانم منظور همان دریای بی پایان که در تمدنهای آریاویج٬ مصر٬ بابل و آکد٬ یونان و ... که منبع پیدایش هستی است.
به نیروی ذات خود٬ فرد یگانه بدون جنبش باد دم زد : نشانه از تهی بودن و عدم وجود هوا
آن یک (فرد یگانه) به نیروی تف پدید آمد : نیروی تف به گانم نیروی اراده است و اشاره به خود آفرینی فرد یگانه دارد.
در آغاز کام بر آن یک پدید آمد : کام در اینجا انگیزه می تواند باشد.

ناسادیا

نه نبودن بودند و نه بودن
نه هوا بود٬ نه آسمان آنسوی آن
چه پنهان بود؟ در کجا؟ در پناه که؟
آیا آب بی پایان ژرف وجود داشت؟
آن هنگام نه مرگ بود نه بی مرگی
نه نشانی از شب بود و نه از روز
به نیروی ذات خود٬ فرد یگانه بدون جنبش باد دم زد
جز او هیچ چیز وجود نداشت
تاریکی بود نخست٬ پوشیده در تاریکی
بی هیچ نشانه شناختن٬ همه جا آب بود
آنچه در حال شدن بود٬ پوشیده در تهی بود
آن یک به نیروی تف پدید آمد
در آغاز کام بر آن یک پدید آمد
آن کهنترین تخم بود٬ که اندیشه محصول آن است
فرزانگانی که با فرزانگی در دلهای خود می جستند
بند بودن را در نبودن دریافتند
پرتو آنها روشنایی را بر تاریکی گسترد
اما آن یک بر بالا بود یا به زیر؟
نیروی آفریننده آنجا بود و نیروی بارآور
در زیر نیرو بود و در بالا انگیزه
که به یقین می داند که آنرا در اینجا باز خواهد گفت؟
در کجا زاده شد و این آفرینش از کجا آمد؟
خدایان پس از آفرینش این جهان زاده شدند
پس که می داند که آفرینش از کجا سر چشمه گرفته است؟
هیچ کس نمی داند آفرینش از کجا برخاسته است
و او آنرا پدید آورده است یا نه؟
آن که آنرا در برترین آسمان می نگرد
تنها او می داند٬ یا شاید او هم نمیداند ! ! !

نترس شعر از من نیست. حدس بزن چه کسانی این شعر را در دست کم ۵۰۰۰ سال پیش می خوانده اند. پست بعدی در مورد این شعر است.

تاریخ, فرهنگ.تمدن

تو این دنیا تمدن های بزرگ و کوچک بسیار زیادی داریم که یکی از بزرگترین و با قدمت ترینن اونها تمدن و بویژه فرهنگ ایرانیست. فرهنگ ها بسته به قدمت و وسعت و تاثیرشون دسته بندی میشند و همه ی اونها قابل احترام هستند و ارزش خودشون رو دارند. از اونجایی که تو این دنیا ممکن به هر چیزی تجاوز بشه و یا هر چیزی دزدیده بشه٬ متاسقانه فرهنگ و تمدن هم از این اسیب به دور نیستند و این خطر بیشتر شامل فرهنگ ها و تمدن های کوچک و کم قدمت تر هستش تا تمدن های بزرگ و شناخته شده.

از طرف دیگر بعضی ار اونها سعی در بازسازی خودشون دارند و این به نوعی یک دگرگونیه ناگهانی است.نمونه اون کشورهای کوچک عربی حوزه خلیج فارس هستند که سعی در بازسازیه فرهنگ و تمدن خود هستند و میخواهند یک تمدن بزرگ و کامل را از خودشون ارایه بدهند این در حالی است که تمدن جهان عرب خود تمدن و فرهنگ قابل ملاحظه ایست. نمونه ان کشور امارات هستش که برای رونق دادن به فرهنگ و تمدن و تاریخ خودش دست به هر کاری میزنه حتی استفاده از تمدن های بزرگتر. نمونه اون تغییر نام خلیج فارس٬ ادعای مالکیت ۳ جزیره ایرانی٬ و اخیرا ادعای عربی بودن بادگیر ایرانی.

همه اینها بخاطر پیشرفت های روز افزون این کشور و درامدهای کلانی است متوجه این کشور های کوچک است اما با همه اینها جای فرهنگ و تمدن را خالی دیده اند زیرا به نظر من هر کشوری هر چقدر پیشرفت داشته باشد اما بدون فرهنگ و تمدن قوی نمیتواند به تکامل برسد ولی انها راه اشتباهی رو برای تقویت و معرفیه تاریخ و فرهنگ و تمدنشون انتخاب کرده اند.

< آرشیو وبلاگ > < بالای صفحه >