تبليغاتX
|| دوخط ||

یا ایها الذین امنو انی گرفتارم شدیدا

     با عرض پوزش خدمت همه دوستان عزیز بخاطر عدم سر زدن و کامنت گذاشتن. راستش با دوستان درگیر یه پروژه سنگین شدیم که وقت سر خاروندن هم ندارم. از لطف همه سپاس گذارم تا دو سه روز آینده کمی آزادتر میشم از خجالت همگی در میام.

آزادی برای خودکشی یا خودکشی برای آزادی

     در اخبار خوندم که در بیمارستانهای سویس برای افرادی که "امیدی به زنده بودنشان نیست" خودکشی آزاد و قانونی است. اما در ایران وضعیت کاملا برعکس است بطوری که مدافعان آزادی از جان خود گذشته اند و در واقع نوعی خودکشی را انجام میدهند.

زین پس به جای....

خبر ندارم که سایت بازتاب تو ایران قابل رویت هست یا که در پس فیلتر ازادی بیان قرار دارد به هر صورت مطالب قابل توجهی میتونیند توش پیدا کنید...

یکی از گزارشهای سایت با عنوان " معادل فارسی «وبلاگ» هم امد" توجه منو به خودش جلب کرد گفتم شاید در پاس داری از فارسی بهم کمک کنه!

این گزارش رو بطور کامل براتون میذارم :

يكي از بينندگان «بازتاب» با ارسال پيامي، از تعيين معادل‌هاي فارسي چندين كلمه انگليسي در حوزه وب و اينترنت، خبر داد.

در اين پيام آمده است: خوشبختانه امروز نامه‌اي از گروه واژه گزيني فرهنگستان زبان و ادب فارسي در پاسخ به درخواست از فرهنگستان براي تصويب واژگان فارسي در حوزه وبلاگ نويسي دريافت کردم. بر اساس اين نامه، فرهنگستان واژه «وب نوشت» را به عنوان معادل فارسي کلمه وبلاگ تصويب نموده است. من به نوبه خود از اين‌که فرهنگستان در مدت کوتاهي به اين درخواست ترتيب اثر داد و واژگاني به عنوان معادل فارسي در حوزه وبلاگ نويسي تصويب نمود، تشکر مي‌کنم. جا دارد که ارائه‌دهندگان خدمات وب‌نوشت و تمامي وب‌نويسان ايراني با به کارگيري واژگان تصويب شده توسط فرهنگستان، حرکتي هماهنگ در راستاي استفاده از اصطلاحات فارسي يکسان در فضاي وب را پايه‌ريزي نمايند.

متن نامه فرهنگستان به شرح زير است:
ايراني عزيز خارج از كشور

نامه شما دريافت شد. ضمن تشكر از علاقه شما به پاسداري از زبان و ادب فارسي، در پاسخ به پيشنهادهاي شما به اطلاع مي‌رساند:

الف: «فرا» در زبان فارسي در برابر كلماتي مثل super, meta, hyper و... به كار رفته است و به كاربردن آن در برابر web ، ايجاد مشكل در تفهيم و تفاهم مي‌كند.

ب: فرهنگستان زبان و ادب فارسي، واژه web را به خاطر كوتاهي (يك سيلابل يا هجا) و نيز جاافتادگي و كاربرد فراوانش، به همان صورت پذيرفت، درست مثل پست، بانك تلفن و اينترنت. اما براي تركيبات اين كلمه معادلهايي به شرح زير به تصويب رساند:

Web-based وب‌بنياد، webber وب‌باز، وب‌كار، webbing وب‌بازي، وب‌كاري، web cam وب‌بين، web caster وب‌پخشگر، webcasting وب‌پخش، web hosting ميزباني وب، weblog وب‌نوشت، webloggerوب‌نويس، weblogging وب‌نويسي، web master وب‌دار، web mastering وب‌داري، web page صفحه وب، web site وب‌گاه، web surfing وب‌گردي و web TV وبيزيون

با آرزوي موفقيت
گروه واژه گزيني

خوندینش!

اگر شما بخواهید از این کلمات استفاده کنید چقدر زمان میبره تا حفظشون کنید؟ من خیلی دلم میخواست که فارسی رو پاس بدارم ولی با دیدن این کلمات یکمی در نیتم شک کردم. البته قصد بی ادبی به گروه واژه گزيني فرهنگستان ندارم بالاخره این عزیزان هم نهایت تلاششان رو میکنند و بعضی واژه های واقعا کارامدی رو به جامعه ایرانی تحویل دادند که خوب چون کمی خنگ هستم فقط واژه همراه رو یادم میاد که زین پس به جای موبایل استفاده کنید...

اما بعد از این گزارش در قسمت نظرات٬ نظر یک بیننده سایت توجه منو جلب کرد که از گزارش جالب تر بود:

 بازتاب گرامي،

ميدانم كه سر شما را با پا فشاري روزانه بر كاربرد زبان فارسي (پارسي) درد آورده ام ولي هنگامي كه يك ايراني در تلوزيون ايران ميبيند كه به جاي واژه موتور سوار ، "راكب موتور " بكار ميرود هر روز درد آدم تازه ميشود و بر اراده او براي يافتن و تلاش در شناسايي و درمان ريشه و سرچشمه هاي اين پسروي اندوهبار در زبان فارسي ميافزايد؟

براي نمونه به همين پاسخ شگفت آور از فرهنگستان پروا داشته باشيد. در همين نامه از كار برد شماري از واژه هاي جا افتاده فارسي هم كوتاهي شده. چرا فرهنگستان نميتواند:
بجاي "ضمن تشكر از" بگويد "با سپاس از،" بجاي "كلمات" بگويد "واژه ها"
بجاي "علاقه" بگويد "دلبستگي"
بجاي "مثل" بگويد "مانند"
بجاي "ايجاد مشكل" بگويد "بروز دشواري يا تنگنا"
و در پايان و در راه تلاش براي جا انداختن واژه هاي فارسي و دست كم بد تر نكردن جايگاه اين زبان، بجاي "تفهيم و تفاهم" بگويد "رسانايي و گيرايي."

شگفتا كه گروه "واژه گزيني" فرهنگستان "زبان و ادب فارسي" ميگويد:

" اما براي تركيبات اين كلمه معادلهايي به شرح زير به تصويب رساند:"

هنگامي كه ميتواند بگويد:

ولي براي آميزه هاي اين واژه برابرهاي (فهرست شده در) زير پذيرفته شد (يا همان به تصويب رساند):

اگر بنده جاي "فرهنگستان بودم اين نامه را بجاي آغاز با:

"ايراني عزيز خارج از كشور"

با

"ايراني گرامي در برون مرز"

آغاز ميكردم ولي چندان پافشاري در اين يكي نيست.


اين نامه شگفت انگيز فرهنگستان در مورد واژه هاي پيوندي با "وب" و با امضا "گروه واژه گزيني" آدم را ياد آن مياندازد كه ميگويد "قاچ زين را بچسب، اسب سواري پيشكشت!!!"

فرهنگشتان بايد بداند كه اينگونه نامه ها گواهي استواري بر اين است كه خانه تلاش براي زنده نكگ داشتن و بالندگي زبان فارسي از پاي بست خراب است. اميدوارم فرهنگستان با يك واكنش شايسته اين كوتاهي گروه واژه گزيني را جبران كند زيرا اين نامه به بايگاني بنده در باره روند نابودي زبان فارسي افزوده شد.

با سپاس از بازتاب
 

خوندید! من دیگه حرفی برا گفتن ندارم در حقیقت هر چیزی بگم توضیح واضحاته....

پس تا بعد...

اها تا یادم نرفته اینم لینکش برای اینکه کلیه حقوق محفوظ بماند....

< آرشیو وبلاگ > < بالای صفحه >