تبليغاتX
|| دوخط ||

اندر حکایت واژه شناسی

این پست درباره سری اول واژه شناسی هستش. در این پست به واژه "شوهر" میپردازیم. بر تمامی ما کاملا واضح و مبرهن است که این کلمه بصورت عامی هستش و ممکن که در زندگی زناشویی و مرداشویی ( جهت رعایت حقوق و رفاه حال گی های عزیز ) خیلی استفاده نشود یعنی جناب اقای همسر با این نام خوانده نشود. اگر توجه کرده باشید این کلمه "شوهر" به طرق مختلف تلفظ میشود که ما اینجا به سه تا از رایج ترین انها اشاره میکنیم و کاملا ریشه یابی میکنیم.

۱-  شوعَر /SHO_AR/: دیده شده که اقای محترم به این صورت خوانده میشود. اما این روش خیلی خوشایند نمی باشد. این کلمه به دو قسمت تبدیل میشه: (شو) و (عَر). خوب این یعنی چی. (شو) به معنی شب هستش و (عَر ) هم که پیداست از صداش که چی هست. حالا یعنی چی. یعنی کسی که شب عر عر میکنه. مثل گرگ که شب زوزه میکشه. اما این عر عره. خوب پیشنهاد میشه که به کل از این نوع تلفظ به هیچ عنوان استفاده نشود.

۲- شووَر /SHO_VAR/: این نوع از تلفظ تجزیش کمی پیچیده تر از نوع قبلی هستش. اول باید اشاره کنم که جمیع علما بر این باورند که این طرز تلفظ اشاره به پدیده ی زن ذلیلی داره و با پیدایش این پدیده اون هم شکل گرفته. حالا ببینیم این قضیش چیه. این شووَر از دو قسمت تشکیل شده که قسمت اول مخفف  کلمه دیگریست و قسمت دوم یک معنی رو میرسونه. قسمت اول (شو) که مخفف همان شوهر هستش و قسمت دوم ( وَر) که از این قسمت معانیه ( کنار٬ طرف٬ و حاشیه) ازش استنباط میشه. خوب دیگه این به پدیده زن ذلیلی اشاره داره و به کنار گذاشتن شوهر و دادن یک نقش حاشیه ای به اون. که صد هزار مرتبه شکر ٬بانوان محترم اصلا از این قصد ها ندارند.

۳- شوهر /SHO_HAR/ : به تدریج این کلمه داره به اصل خودش برمیگرده اما با تعبیر و قصدی دیگر. اینجا ما مجبوریم که یک سری به امار بزنیم. اعلام این امار که تعداد دختران بیشتر از پسران است باعث کمی تشویش و نگرانی در جنس مونث شده و این کابوس به برخی دست داده که مبادا سرشان بی کلاه بماند. حال این کلمه شوهر درواقع یک عبارت را در خود جای داده و اون عبارت این هست که: " شوهر باشه هر چی میخواد باشه٬ کوفت باشه".

 

**یک توضیح: اگر از خواندن این مطلب ناراحتی یا دل خوری یا حتی نگرانی به هر عزیزی دست داده بر ما ببخشد. (بی کول). هر اقدام تلافی جویانه را نیز به جان میخریم.**  اوکی اصلا خیالی نیست. پروانه خانم گفت کسی عصبانی یا ناراحت یا هر چیزه دیگه ای نمیشه٬ به گفته نازنین هم هر کی هر چی میخواد بشه از هر چی و هرکی .

انتخاب واحد اسلامی

     این ترم که اومدم داشگاه اشرفی اصفهان مهمان شدم تازه فهمیدم تعصب یعنی چه؟ پرسنل دانشگاه از دربون دم در گرفته تا مدیر گروه و ریاست مرحوم دانشگاه۱ همه ریش و پشمی و تصبیح به دست اند. برای خواهران چادر اجباریه !!! توی این دانشگاه همه چیز یه ربطی به اسلام داره. حالا ما تو این دانشگاه انتخاب واحد کردیم :

  • مهندسی اینترنت اسلامی
  • تفسیر موضوعی قران کریم
  • طراحی الگوریتمهای اسلامی (طبق سرفصلهای نهاد معذب رهبری در دانشگاهها)
  • انقلاب اسلامی ایران (طبق سر فصلهای همان - هرگونه تفسیر و قضاوت از طرف دانشجو ممنوع)
  • تاریخ تحلیلی اسلام (منظور از تحلیل همان تجلیل است)
  • معادلات دیفرانسیل در اسلام (از دیدگاه تشیع)
  • معماری اسلامی کامپیوتر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- توی دانشگاه شایع کردیم رییس دانشگاه در اثر تصادف توی کماست و تا چند روز دیگه می میره.

براستی ترکها خرند؟

     ریشه تاریخی این انگاره گویا از زمان قاجار (شاید هم قبل تر٬ مثلا هخامنشیان) پا گرفته و گویند که سیاست روباه پیر (انگلیس) است که مردم ایران را به جدال قومی قبیله ای و در نهایت تفرقه بکشانند تا به اهداف شوم خود را که همانا چپاول ثروتهای این مرز و بوم بوده نزدیکتر شوند. حال باید دید که چگونه انگلیس نسبت با صلابت خریت را به اینان (ترکان) داده و چرا مثلا نگفته اند که اصفهانی ها دور از جان دور از جان (زبونم مو دربیاره) خرند و ترک ها خسیس؟
     من چون همین حالا از کلاس ریاضیات گسسته به منزل آمدم و در جو ریاضی هستم این مساله را به شیوه ریاضی برای شما حل می کنم. دوستان توجه فرمایید :
     به ازای سوال ما ضرب المثلی متعلق به جواب موجود است بطوری که " تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها " در نتیجه رابطه ای بین خریت و ترک ایجاد می شود که میتوان آن را با تعریف بالا اثبات کرد.
بعضی از خواص رابطه را با هم بررسی می کنیم :

خصیصه ۱ : زبان نفهمی : این خصیصه را با ذکر مثال توضیح می دهیم.
مثال : وارد مغازه ای (فرقی نمی کند بغالی باشد یا سبزی فروشی یا نانوایی) می شویم. به مکالمه توجه کنید:
صاحب مغازه : بویرون. (بعنی بفرمایید)
خریدار : سلام خسته نباشید. لطفا (لیست اقلام مورد نیاز را می گوییم)
صاحب مغاره : نمنه؟ (یعنی چی گفتی؟)
خریدار : عرض کردم (مجدد اقلام درخواستی را ذکر می کنیم)
صاحب مغازه شروع می کند به ترکی صحبت کردن که شما هیچ متوجه نمی شوید.
خریدار : لطفا فارسی صحبت کنید.
باز هم همان داستان جملات طولانی به زبان نه چندان شیرین آذری...
خریدار : خیلی ممنون. لطف کردید. خدانگهدار. (از خرید پشیمان می شویم)

خصیصه ۲ : رانندگی به صورت جنگلی : همانطور که از نام خصیصه پیداست هیچ بویی از فرهنگ ترافیک به مشام نمیرسد و هر آن ممکن است دو ماشین از طرفین شما را قیچی کنند یا موارد مشابه.

خصیصه ۳ : درگیری خیابانی : روزی نیست که در خیابان شاهد کتک کاری مردم با هم نباشیم گاهی بصورت نفر به نفر و گاهی دست جمعی که دلیل آن هر موضوعی می تواند باشد.

خصیصه ۴ : پیاده روی به صورت گاومیش : در پیاده رو باید تمام حواستان به پیاده های روبرو و پشت سر باشد مبادا در اثر تنه ای که یکی از هموطنان شریف به شما وارد می کند خود را در جوی آب نیابید و یادی از خواهر و مادر طرف نکنید یا در اثر گیر کردن پایش به پایتان پهن پیاده رو نشوید.

خصیصه های زیادی برای این رابطه وجود دارد که تنها به ذکر اینها که تجربه شخصی خودم است اکتفا نموده و بحث را تمام می کنیم. فقط ذکر این نکته ضروری است مانند بسیاری از رابطه های ریاضی در این رابطه نیز استثنا وجود دارد.
دوستان خسته نباشید.

     دو هفته خیلی سختی رو گذرانده ام و دهان مبارک سرویس شده. چرا که کار بس دشواریست در این شهر (تبریز) منزلی دانشجویی اختیار کردن که اینجا دانشجو را آدم به حساب نمی آورند. به هر شکلی بود از پس آن برآمدم٬ اما از آن سخت تر جور کردن وسایل خانه است که دربدر سمساری ها شده ام از برای اجاق گاز و یخچال و غیره٬ اما از آن سخت تر تنهایی و بی همزبانی ست که سخت مطالعه گر شده ام و کتاب پشت کتاب از برای گذران وقت. باشد که از امروز که همدم دیرینه ام (رایانه ام) از راه رسیده دیگر آنچنان تنها نمانم و بلاگری کنم همچون گذشته.
     اگر خواسته باشید گزارشی از اینجا برایتان ارسال دارم باید عرض کنم که شهر کثیفی است و مردم آن بدون اقراق آرزو دارند در اصفهان زندگی کنند که بهشت است پیش اینجا. از مردم که به تفضیل صحبت شد و اما دانشگاه٬ از همکلاسی ها (چه از جنس لطیف و چه خشن) خوشم نمی آید و لابد دل راه دارد به دل ولی استادید سطح بالا و نسبتا خوبی نصیبمان گشته. منزل تقریبا نزدیک دانشگاه است و آمد و شد سهل. درسها بخصوص یکی سنگینی مضاعف به شانه هایم وارد می کند که خدا پدر حذف اضطراری را بیامرزد. خورد و خوراک تعریفی ندارد آخر Fast Food هم غذا نمی شود. آب و هوا جنبه اعتدال را رعایت کرده نه گرم و نه سرد. دختران زیبا فراوانند برای آنان که زیبا پسندند. زیاده عرضی نیست جز طلب غذر از زیادت عرایض.

                               

WELL, THERE  IS  TOO  MUCH  PRESSURE  IN  LIFE  AND  I  KNOW YOU  HAD  BAD  TIMES ...BUT  WE  CAN  TALK...THAT  IS NOT  LAST  WAY ...PLEASE...GIVE  ME  ONE  MORE  CHANCE...

< آرشیو وبلاگ > < بالای صفحه >